تبلیغات
هوس - دلنوشته ی سمن

هوس

منوی اصلی

جستجو

آخرین عناوین

هوس

دلنوشته ی سمن



بهش گفته بودم که از رفتن آدمهایی که واردِ زندگی ام میشوند هـراس ندارم..
این جمله را با تمامِ خونسردی گفتم
و او هم با تمامِ خونسردی لبخند زد..
تلویزیون را روشن کردم و دو چای برای هردو مان ریختم..
کنارش نشستم
سرگرمِ گوشی اش بود.
بیخیال تر از خودش کانال هارا عوض میکردم..
تا یک فیلمِ خوب پیدا کردم.
محوِ تماشای فیلم شده بودم
که دستش را دورِ شانه ام انداخت
به رویَش یک لبخند کوتاه زدم.
چای را داد به دستم 
سرد شده بود..
و این سردی یعنی زمانِ زیادی با فیلم گذرانده ام.
کنترل را برداشت و شبکه را عوض کرد
و بعداز ثانیه ای..
شبکه ثابت ماند.
موزیک ملایمِ برزیلی از تلویزیون پخش میشد
تنَش را کمی نزدیک تر کرد..
و فشارِ دستاش روی شونَم بیشتر
لحظه به لحظه 
صدای موزیک کمــــــــتر میشد
و صدای نفســـــــاش کنارِ گوشم بیشــــــتر
حالا دیگه صدای موزیک کاملا قطع شده بود
و صدای تپِش قلبِ منو صدای نفسای اون بود که شنیده میشد.
حرکت نکردم...
نشستم..
گذاشتم نزدیکتر شه
انگشتاش موهای فِــرَمُ به بـــــــــازی گرفته بود..
با هر نفس کشیدنش..
با هر حرکتِ انگشتِش
تنم مور مور میشد...
تمومِ جونم به بازی گرفته میشد..
دستمُ گذاشتم رو سینَش 
فکر کرد میخوام باهاش همراه شم..
اما خودمو کشیدم عقب
با چشمای وحشیم
خیره شدم به چشمای قهوه ایش..
بعد
به موهای موج دارِ روی پیشونیش
تو دلم به جذابیَتِش لبخند زدم..
مثلِ بچه ها منتظر بود ببینه چیکار میکنم...
بلند شدم.
دو تا استکان رو برداشتم و رفتم به آشپزخونه
درونم غوغا بود
اما خودمو خونسرد نشون میدادم
استکانارو شُستم
و مشغولِ پختن شام شدم..
تا حاضر شدنِ شام خودمو به 
بازی کردن با موهام مشغول کردم..
نگاهِ خیرَش حس میشد..
اما مشخص بود هنوز گوشیش دستِشه..
شام رو با سلیقه ی همیشگیم
روی میز چیدم..
صداش نکردم..
اما اون منتظر بود..
منتظرِ شنیدنِ اسمش از زبونِ من.
بی حرف رفتم سمتِش 
دستِشو گرفتم
ایستــــاد
با خودم کِشوندمش سمتِ میز 
و صندلیو براش عقب کشیدم.
یکم نگام کرد اما بعدش نشست
بسم الله گفتم و آروم شروع کردم به خوردن
داشتم میخوردم که به سرفه افتاد 
انگاری غذا پریده تو گلوش
براش آب ریختمُ آروم چندتا ضربه زدم به پُشتِش
بهتر شد
سعی کردم نگرانیمو پنهان کنم
نشستم سرِ جام..
گرسنگیم برطرف شده بود 
زیر لب الهی شکری گفتم و بلند شدم 
رفتم تو اتاق..
شونه رو برداشتم...
هوس کردم موهامو شونه کنم!
اما بعد از یکم شونه کردن بیخیال شدم
فایده نداشت..
چون فرفری ها هیچوقت شونه نمیشن.
لباسامو عوض کردم
و روی تخت دراز کشیدم..
به همه چیز فکر کردم
به اون
به خودم
به زندگیمون
به سردی که بینمون رشد میکرد..
سردی از اونجا شروع شد
که هربار لبخند زدنِش 
بهونه ی ابدی شد برای زندگی
هر بار اخم کردنِش
بهونه ی دوباره ای شد برای عصبانی کردنش
هر بار حرف زدنِش 
بهونه ی دوباره ای شد برای سوال های من..
به خودم که اومدم دیدم همه چیزِش جذابه..
دیدم این مرد با تمامِ مردیـش شده مالِ من.
دیدم زنونگی هام به اوجِش رسیده
شده بودم یه آدم حســـــــود
یک زنِ حسود که حتی نمیخواستم مَردم مالِ خودش باشه.
ترسیده بودم از خودم..
از اون..
ترسیده بودم
که یک روز بره..
ترسیده بودم از حرفی که روزِ اول بهش زده بودم.
باور نمیکردم اونی که گفته از رفتنِ هیچکس هراس نداره خودِ من بودم.
از ترس هام
از اون
از خواسته های قلبم
فاصله گرفتم.
اونم از اون روز خودشو به گوشیش مشغول میکرد
میدونستم میخواست تحریکم کنه که حساسیت نشون بدم اما من فقط 
سکوت میکردم و قلبم با فریاداش کَرَم میکرد.
از فکر هام فاصله گرفتم و خودمو لا به لای ملافه پنهان کردم.
چشمام فاصله کمی تا خواب داشت که درِ اتاق باز شد
مثلِ بچگیهام..
زود چشمامو بستم _ خودمو زدم به خواب
عطرِش زودتر از خودِش وارد شد
با تمامِ وجودم نفسِ عمیقی کشیدم
و بوی عطرشو واسه دل تنگیهام 
تو ریه هام ذخیره کردم
دلم براش تنگ شده بود
بدجــــــور!
نشست رو تخت
تو آینه میدیمش
داشت پیرهنشو در میاورد
دستِشو کشید لا به لای موهای موج دارِش
بعد هم دراز کشیــــــد
یک نفسِ عمیق کشید...
سرشو آورد نزدیک بالشتم
نفساش رو موهام پخش میشد
چشمامو بستم
کم کم داشت بغضِ لعنتی سراغم میومد
از دلتنگی...
دستشو گذاشت روی دستم..
انگشتاشو لا به لای انشگتام قفل کرد
بی اختیار دستشو فشار دادم..
یک بوسه ی آروم روی موهام...
برگشتم 
حالا چشمهای قهوه ایش تو چشمای مشکیم گِره خورده بود
چشمامو بستم 
آروم 
اونقد آروم که فقط خودم بشنوم..
گفتم: حرفمو پس میگیرم.. حالا دیگه از رفتنِ تو..از رفتنِ تو هراس دارم.

  • image
  • image


- رحمت -

image

آمار سایت

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

تغییر تم


انتخاب رنگ تم

سبک کانتینر

انتخاب الگوی پس زمینه